برون شو ای غم از سینه که لطف یار میآید / تو هم ای دل ز من گم شو که آن دلدار میآید
نگویم یار را شادی که از شادی گذشت است او / مرا از فرط عشق او، ز شادی عار میآید
مسلمانان، مسلمانان، مسلمانی ز سر گیرید / که کفر از شرم یار من، مسلمان وار میآید
مولانا مسلمانها را دعوت میکند که مسلمان واقعی باشند؛ چون در آن زمان کفر به اسم اسلام خود را نشان خواهد داد.
برو ای شکر کاین نعمت، ز حد شکر بیرون شد / نخواهم صبر گر چه او گهی هم کار میآید
چه نور است این، چه تاب است این، چه ماه و آفتاب است این /مگر آن یار خلوت جو، ز کوه و غار می آید
حضرت بهاءالله قبل از اظهار امر در بغداد به مدت دو سال در کوههای سلیمانیه تنها و دور از همه در غاری زندگی میکردند.
روید ای جمله صورتها که صورتهای نو آمد /علم هاتان نگون گردد که آن بسیار میآید
نظم نو میآورد که تمام نظمهای گذشته را سرنگون میکند.
“قد اضطرب النظم من هذا النظم الاعظم و اختلف الترتیب بهذا البدیع الذی ما شدت عین الابداع شبهه”
حضرت بهاءالله كتاب اقدس صفحه ۲۷۰ ناشر:مرکز جهانی بهائی ۱۹۹۲
در و دیوار این سینه، همی درّد ز انبوهی/ که اندر دَر نمیگنجد، پس از دیوار میآید
در ادیان گذشته آثاری که مستقیم از پیامبران الهی بجا مانده خیلی محدود است؛ مثلاً از حضرت موسی فقط یک صفحه ده فرمان بجا مانده و بقیه تورات توسط انبیای بنیاسرائیل نوشته شده یا انجیل که سالها پس از شهادت حضرت عیسی توسط بعضی از حواریون نگاشته شده. در اسلام هم فقط قرآن مجید وحی الهی است و بقیه نوشتهها و کتب توسط امامان و خلفای راشدین یا جمعآوری احادیث نگاشته شده.
ولی از حضرت بهاءالله و حضرت باب الواح و کتب بسیاری وجود دارد که به قول مولانا “که اندر در نمیگنجد”