نگارش : ناطق خموش

اگر فقیری و ناگفته راز می‌شنوی / بگو اشارت آن ناطق خموش چه بود

وگر چو یونس رستی ز حبس ماهی و بحر/ بگو که معنی آن بحر و موج و جوش چه بود

Posted On ژانویه 13, 2026

قیامت

Admin 0 comments

ما بمردیم و بکلی کاستیم     بانگ حق آمد همه بر خاستیم

رسول اکرم (ص) فرموده است: «اِذَا رَأَیتُمُ الرَّبِیع فَاکثرُوا ذِکر النُّشُور» (تفسیر رازی، ج 17، ص 194) هرگاه بهار را دیدید بسیار از قیامت یاد کنید.

بهار در اینجا ظهور پیامبران الهی است که مثل بهار دنیا را تازه می‌کند.

حضرت باب در مورد قیامت می‌فرمایند:

يوم قيامت يومى است مثل امروز شمس طالع مي‌گردد وغارب چه بسا وقتى كه قيامت بر پا ميشود در آن ارضى كه قيامت بر پا مي‌شود خود اهل آن مطّلع نميشوند چونكه اگر بشوند تصديق نمي‌كنند از اين جهت بايشان نمي‌گويند. مثل ظهور رسول اللّه (ص) چونكه نتوانستند متحمّل شد بغير مؤمنين نفرمودند ظهور قيامت را وآن يومى است بسيار عظيم” (منتخبات آيات از آثار حضرت نقطۀ اول)  www.bahai.org/r/394383512

هر کی ماند زین قیامت بی‌خبر /تا قیامت وای او ای وای او

اظهار امر پیامبران ویا قیامت برای پیشرفت بشر می‌باشد.

بهر اظهار است این خلق جهان / تا نماند گنج حکمت ها نهان

 مطلب ذیل برگرفته از صفحه فیسبوک ” پاسخ به برخی سوالات پیرامون آئین بهائی” است:

طبق اعتقادات بهاييان، قيامت به معنای قيام مظهر ظهور است و در ظهور هر پیامبری، قيامت دین قبل اتفاق می‌افتد. بدین ترتیب هر کلمه در وصف قيامت، معنی جدیدی پیدا می‌کند؛ مثلا منظور از در گذر بودن کوهها به معناي در گذر بودن علما است، چرا که اگر چه بسيار قدرتمند هستند، اما طبق اراده الهی برای رشد دین جديد، به تدریج کنار می‌روند و منظور از سقوط شمس و قمر نیز نسخ احکام دین قبل ظهور جديد است و اگر به دیده حقيقت بنگریم اين واقعه عظیم تر از قيامت ظاهري است، زیرا در آن روز بندگان خداوند مورد امتحان سخت الهی قرار می‌گیرند و چه بسا علما و زاهداني که در اين روز از پيامبر جديد روي برگردانده به خدا و آياتش کافر گشته اند و چه بسا افراد فاسقي که در اين روز حقيقت را يافتند و تا ابد پاینده گشتند؛ اين است قيامت واقعی! بنابراین قيامت دین حضرت مسيح با ظهور حضرت محمد به وقوع پیوست. خداوند در قرآن فرمود: ” إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ” يعني هنگامی را كه خدا گفت اي عيسي من تو را برگرفته و به سوي خويش بالا مي‏برم و تو را از [آلايش] كساني كه كفر ورزيده‏اند پاك مي‏گردانم و تا روز رستاخیز كساني را كه از تو پيروي كرده‏اند فوق كساني كه كافر شده‏اند قرار خواهم داد آنگاه فرجام شما به سوي من است پس در آنچه بر سر آن اختلاف مي‏كرديد ميان شما داوري خواهم كرد. توجه نماييد که فرموده اند تا روز قيامت ايشان را برتری خواهند داد، حال آنکه پس از ظهور حضرت محمد، نه تنها آنها از نظر علمی بر مسلمانان برتري نداشتند بلکه در جنگهاي صليبي نيز شکست هاي سختي از مسلمانان متحمل شدند. همچنين در حديث است از حضرت رسول اکرم که فرمود «من با قيامت توأم آمده ايم». خداوند در انجيل مي‌فرمايد:” عيسي بدو گفت من قيامت و حيات هستم، هر که به من ايمان آورد اگر مرده باشد زنده گردد و هرکه زنده بود و به من ايمان آورد تا ابد نخواهد مرد.”

  انتهای “پاسخ به برخی سوالات پیرامون آئین بهائی”

 

مولانا پیامبران را اسرافیل زمان ظهورشان می‌داند که با کلامشان (آوازشان) مردگان را جان میدهند.

هین که اسرافیل وقتند اولیا / مرده را زیشان حیاتست و نما
جان هر یک مرده‌ای از گور تن / برجَهد ز آوازشان اندر کفن
گوید این آواز ز آواها جداست / زنده کردن کار آواز خداست
ما بمردیم و بکلی کاستیم / بانگ حق آمد همه بر خاستیم

 و یا ظهور حضرت محمد همان قیامت است.

پس محمد صد قیامت بود نقد /زانک حل شد در فنای حل و عقد
زادهٔ ثانیست احمد در جهان /صد قیامت بود او اندر عیان
زو قیامت را همی‌ پرسیده‌اند /ای قیامت تا قیامت راه چند
با زبان حال می‌گفتی بسی  /که ز محشر حشر را پرسید کسی

 در مورد قیامت جمال مبارک در کتاب مستطاب ایقان میفرمایند:

“پس ای برادر، معنی قيامت را ادراک نما و گوش را از حرف های اين مردم مردود پاک فرما. اگر قدری به عوالم انقطاع قدم گذاری شهادت میدهد که يومی اعظم از اين يوم و قيامتی اکبر از اين قيامت متصوّر نيست و يک عمل در اين يوم مقابل است با اعمال صد هزار سنه، بلکه استغفراللّه از  اين تحديد زيرا که مقدّس است عمل اين يوم از جزای محدود. و اين همج رعاع چون معنی قيامت و لقای الهی را ادراک ننمودند لهذا از فيض او بالمرّه محجوب ماندند. با اينکه مقصود از علم و زحمات آن وصول و معرفت اين مقام است، مع ذلک همه مشغول به علوم ظاهره شده‏اند. چنانچه آنی منفکّ نيستند و از جوهر علم و معلوم چشم پوشيده‏اند. گويا نمی از يمّ علم الهی ننوشيدند و به قطره ای از سحاب فيض رحمانی فائز نگشتند.”

کتاب مستطاب ایقان صفحات ۱۷۹ ناشر: مؤسّسه ملّی مطبوعات بهائی آلمان، هوفمايم، آلمان

 ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را /این یوسف خوبی را این خوش قد و قامت را
ای شیخ نمی‌بینی این گوهر شیخی را /این شعشعه نو را این جاه و جلالت را
ای میر نمی‌بینی این مملکت جان را /این روضه دولت را این تخت و سعادت را
ای ماه که در گردش هرگز نشوی لاغر /انوار جلال تو بدریده ضلالت را
چون آب روان دیدی بگذار تیمم را /چون عید وصال آمد بگذار ریاضت را
گر ناز کنی خامی ور ناز کشی رامی /در بارکشی یابی آن حسن و ملاحت را
خاموش که خاموشی بهتر ز عسل نوشی /درسوز عبارت را بگذار اشارت را
شمس الحق تبریزی ای مشرق تو جان‌ها /از تابش تو یابد این شمس حرارت را

در آن روز مؤمنین مست زیارت جمال حق می‌شوند و خداوند شرابی می‌نوشاند که همه‌کس و همه چیز را مست می‌کند.

از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مست /وز جمال لایزالی هفت و پنج و چار مست
این قیامت بین که گویی آشکارا شد ز غیب /خم و کوزه حوض کوثر از می جبار مست
تن چو سایه بر زمین و جان پاک عاشقان /در بهشت عشق تجری تحتها الانهار مست
چون فزون گردد تجلی از جمال حق ببین /ذره ذره هر دو عالم گشته موسی وار مست
گر بگویم ای برادر خیره مانی زین عجب /عرش و کرسی آسمانها این همه کردار مست
شمس تبریزی برآمد در دلم بزمی نهاد /از شراب عشق گشتست این در و دیوار مست

  هفت و پنج و چهار اشاره به هفت‌آسمان پنج سو (راست چپ جلو عقب و زمین) چهارفصل و یا چهارعنصر آتش، آب، هوا و خاک

 سقاهم ربهم اشاره به آیه مبارک قرآن سوره الانسان که خداوند در روز قیامت از رحیق مختوم (آیات الهی) شراب پاک به مؤمنین می‌نوشاند
عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا ﴿۲۱﴾

که ترجمه آن:جامه‏ هاى ابریشمی سبز و دیبا ستبر در بر است و پيرايه آنان دستبندهاى سيمين است و پروردگارشان باده‏ ای پاك به آنان مى ‏نوشاند (۲۱)

Related Post

غزل شمارهٔ ۱۷۰۰

عالم گرفت نورم بنگر به چشم‌هایم / نامم بها نهادند گرچه که بی‌بهایمزان لقمه کس…

 غزل ۳۷۶

امروز جنون نو رسیده‌ست / زنجیر هزار دل کشیده‌ستامروز دین جدیدی آمده و دوره هزار…

تفسیر غزل ۳۰۱۳ مولانا

یار در آخرزمان کرد طرب سازیی / باطن او جد جد ظاهر او بازیییار در…