نگارش : ناطق خموش

اگر فقیری و ناگفته راز می‌شنوی / بگو اشارت آن ناطق خموش چه بود

وگر چو یونس رستی ز حبس ماهی و بحر/ بگو که معنی آن بحر و موج و جوش چه بود

Posted On جولای 19, 2026

نامه حضرت باب به همسرشان خدیجه بیگم

Admin 0 comments
مولانا و بهاءالله >> گوناگون , همه نگارشها >> نامه حضرت باب به همسرشان خدیجه بیگم

بسم‌الله تعالی
جان شیرین من حرَسَکِ اللهُ تعالی
لاتحسبنّ انقطاع الکتب من ملل

أو أن فی القلب شیئاً کان یشغله
لاکنمّا خطت الیک یدی

حرفاً تسابقه دمعی فیغسله


خداوند شاهد است از زمان دوری از ملاقات نه اینقدر حزن احاطه نمود که توان نوشت. ولی از اینجایی که تقدیر جاری است بر وفق مصلحت این قسم جاری گشته. خداوند عالم بحقّ خمسة النجبا علی أحسن الوجه اسباب مراجعت را جاری فرماید. دو روز است که وارد بوشهر شده‌ام. گرما شدّت دارد. ولی خداوند عالم حافظ است. در هر حال، در همین ماه ظاهر کشتی روانه شود خداوند عالم از فضل خودش حفظ فرماید. صاحبۀ معظّمه والده در وقت روانگی ملاقات میسّر نشد عرض سلام بگوئید و طلب دعا هم کرده باشید. در باب یک رسته ترمه انشاءالله به بمبئی خواهم نوشت. کنیز هم در نظر دارم. انشاءالله هر قسم مقدّر است خواهد شد و السّلام علیک و رحمةالله و برکاته.”

ترمه   پارچه ابریشمین گل وبوته دار

بحقّ خمسة النجبا   حضرت محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین صلوات اﷲعلیهم اجمعین

 

دیدگاه‌های من دربارهٔ این نامه

محتوای این نامه کاملاً با آنچه از سفر حضرت باب از ایران برای زیارت مکه در سال ۱۸۴۴ میلادی می‌دانیم، سازگار است. ایشان از شیراز حرکت کردند، به بوشهر رسیدند و از آنجا با کشتی رهسپار سرزمین عربستان شدند. اشاره به اینکه به بوشهر رسیده‌اند، هوا بسیار گرم است و کشتی قرار است در همان ماه حرکت کند، به‌طرز چشمگیری با این رویداد تاریخی مطابقت دارد.

لحن نامه بسیار شخصی، سرشار از محبت و در عین حال آکنده از وقار است. خطاب به همسرشان با عبارت «جان شیرینم» کاملاً با صمیمیت یک نامه خصوصی هماهنگ است. همچنین یاد کردن از مادر خدیجه‌خانم، رساندن سلام به ایشان، و اشاره به امور روزمره‌ای مانند خرید ترمه و تهیهٔ کنیز، نشان‌دهندهٔ دغدغه‌های طبیعی شوهری است که پیش از سفری طولانی برای همسر خود نامه می‌نویسد.

شعر

این چهار بیت عربی به‌ویژه بسیار چشمگیر است:

گمان مبر که نامه‌هایم از آن رو قطع شد که خسته شدم،

یا آنکه دل من به چیزی دیگر مشغول گردید.

بلکه هر زمان که دستم برای نوشتن به سوی تو دراز می‌شد،

اشک‌هایم بر واژه‌ها پیشی می‌گرفت و آن‌ها را می‌شست.

این ابیات صرفاً آرایه‌ای ادبی نیستند، بلکه مقدمه‌ای عاطفی برای نامه به شمار می‌آیند و توضیح می‌دهند که چرا حضرت باب زودتر نامه‌ای ننوشته بودند. این اشعار کاملاً با فضای نامه هماهنگ‌اند و چنین به نظر نمی‌رسد که نقل‌قولی باشد که از منبع دیگری در متن گنجانده شده باشد.

این شعر بارها در شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ‌ها و پیام‌رسان‌ها منتشر شده است، اما معمولاً بدون ذکر نام شاعر. این امر غالباً نشان می‌دهد که انتساب اصلی آن از میان رفته یا اینکه اثری نسبتاً متأخر است که به‌صورت ناشناس دست‌به‌دست شده است.

ارزیابی من این است که در حال حاضر سرایندهٔ این شعر ناشناخته است و من نتوانستم انتسابی معتبر و قابل اعتماد برای آن پیدا کنم.

از نظر سبک، این شعر بیش از آنکه متعلق به ادبیات قرون میانه باشد، دارای سبک نئوکلاسیک است. زبان آن به‌خوبی از عربی کلاسیک تقلید می‌کند، اما بیشتر به ادبیات عرب سده‌های نوزدهم یا بیستم شباهت دارد تا شعر دورهٔ عباسی.

مضمون آن نیز بسیار به سخنی مشهور از جبران خلیل جبران نزدیک است:

«آن‌که با مرکب می‌نویسد، همانند آن‌که با خون دل می‌نویسد نیست؛ و سکوتی که از ملال پدید می‌آید، همانند سکوتی نیست که زادهٔ درد است.»

سبک ادبی

برخلاف بسیاری از آثار الهیاتی حضرت باب که سرشار از اشارات و مضامین پیچیده‌اند، این ابیات احساساتی کاملاً انسانی را بیان می‌کنند: اشتیاق، دوری، اشک‌هایی که جای واژه‌ها را می‌گیرند، و محبتی استوار و پایدار.

همین سادگی، دقیقاً همان چیزی است که از یک نامهٔ خصوصی انتظار می‌رود، نه از یک لوح یا متن تعلیمی.

اهمیت تاریخی

این اثر یکی از معدود نامه‌های شخصیِ باقی‌مانده از حضرت باب خطاب به همسرشان خواهد بود. چنین نامه‌هایی از ارزش تاریخی استثنایی برخوردارند، زیرا در کنار رسالت الهی حضرت باب، جلوه‌ای از روابط انسانی و عواطف شخصی ایشان را نیز آشکار می‌سازند.

Related Post

 غزل ۳۷۶

امروز جنون نو رسیده‌ست / زنجیر هزار دل کشیده‌ستامروز دین جدیدی آمده و دوره هزار…

مقاومت ۱۴۰۰ ساله فرهنگی ایران

زبانِ جاودانمقاومت ۱۴۰۰ ساله فرهنگی ایران:زبان، هویت، و شاعرانی که تمدنی را زنده نگه داشتند✦  …

اشعار مولانا در اثار مبارکه حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء

 چکیده: اشعار مولانا، شاعر و عارف بزرگ قرن هفتم هجری، همواره مورد توجه اهل عرفان،…