نگارش : ناطق خموش

اگر فقیری و ناگفته راز می‌شنوی / بگو اشارت آن ناطق خموش چه بود

وگر چو یونس رستی ز حبس ماهی و بحر/ بگو که معنی آن بحر و موج و جوش چه بود

Posted On می 25, 2026

تفسیر غزل شماره 70

Admin 0 comments
مولانا و بهاءالله >> تفسیر غزل >> تفسیر غزل شماره 70

برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را / خضر آمد خضر آمد بیار آب حیاتی را

برات به معنی نوشته‌ای که به‌موجب آن دریافت یا پرداخت پولی را به دیگری واگذار می‌کنند.

لغت‌نامه دهخدا

برات . [ ب َ / رْ را / ب ِ رْ را ] (از ع ، اِ) اعمال نیک و خیرات . (ناظم الاطباء).

برات به معنی روشنایی و چراغ منظور

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی / آن «شب قدر» که این تازه «براتم» دادند.

در مورد خضرکه از چشمه آب حیات نوشیده بود در ویکی پدیا (دانشنامه آزاد) چنین آمده:

 “شخصیتی است که در قرآن به‌عنوان بنده صالح خداوند و دارای حکمت یا دانش عرفانی معرفی شده است. در روایات مختلف اسلامی و غیراسلامی، خضر به‌عنوان پیامبر یا فرستاده خدا توصیف شده است که از دریا محافظت می‌کند، دانش پنهانی را آموزش می‌دهد، و به کسانی که دچار دردسر شده‌اند کمک می‌کند شخصیت خضر، شخصیتی ساخته و پرداختهٔ ادوار و اقوام گوناگون است و در طول زمان با عناصر مختلف دیگری مانند هوم  و سروش ایرانی، ژنرال سارگیس سنت جورج در آسیای صغیر، سمائیل در یهودیت، یحیی و عثمان مروندی در سند و پنجاب در جنوب آسیا درآمیخته است.

از معجزاتی که برای او دانسته‌اند این است که روی هر زمین خشکی می‌نشست، زمین، سبز و خرم می‌گشت و دلیل نامش، (خضر: سبز) نیز همین است. دوران زندگی خضر، قبل از زمان موسی تا زمان حاضر، و ادامهٔ زندگی او تا آخرالزمان، مورد اتّفاق مسلمانان است. به اعتقاد مسلمانان، خضر، طولانی‌ترین عمر را در میان فرزندان آدم دارد.”

عمر آمد عمر آمد ببین سرزیر شیطان را / سحر آمد سحر آمد بهل خواب سباتی را

سباتی (خواب سنگین)

اشاره به حدیثی از پیامبر در کتب اهل سنت دارد که پیامبر به عمر می فرماید : شیطان تو را در هیچ جایی نمی بیند مگر آن که از راهی غیر از راه تو می رود .

بهار آمد بهار آمد رهیده بین اسیران را / به بستان آ به بستان آ ببین خلق نجاتی را

چو خورشید حمل آمد شعاعش در عمل آمد /ببین لعل بدخشان را و یاقوت زکاتی را

(خورشید حمل اول فروردین است روز اسم اعظم)
“ببین لعل بدخشان را و یاقوت زکاتی را” منظور الواح و آثار این دیانت جدید است

حمل در لغت نامه دهخدا

حمل . “ماه اول سال شمسی ، بصورت میش نر است صاحب دو شاخ ، سر او بطرف مغرب و دم او بطرف مشرق و پشت بشمال و یا بجنوب و متوجه شده است بسوی پشت خود. روزی که آفتاب در این برج داخل شود همان روز، نوروز است و شرف آفتاب در این برج میشود و مدت ماندن آفتاب در این برج را فروردین گویند و ابتدای بهار از این ماه باشد. (آنندراج ). نام صورتی از صورتهای بروج فلکیه و آنرا بر صورت بره ای توهم کرده اند و کواکب آن سیزده است و از جمله شرطین که منزل اول از منازل قمر است . (از جهان دانش ). برج بره . اول این صورت سرطان است که بمنزله ٔ دو شاخ بره است سپس لطین بعد از آن ثریا که چون دنبه ٔ بره تصویر شده و مجموع این ستارگان را حمل نامند. نام برج اول از بروج دوازده گانه پس از حوت و پیش از ثور. و پیش احکامیان این برج بیت الشرف آفتاب است و مطابق است با فروردین . و روز اول آن عید نوروز یعنی عید اول سال ایرانیان است . (یادداشت مرحوم دهخدا) “

ناصرخسرو میگوید:

چو از برج حمل خورشید اشارت کرد زی صحرا / بفرمانش بصحرا بر مطرا گشت خلقانها

همینطور مولانا:

آمد بت میخانه تا خانه برد ما را / بنمود بهار نو تا تازه کند ما را

بگشاد نشان خود بربست میان خود / پر کرد کمان خود تا راه زند ما را

رو سایه سَروَش شو پیش و پس او می‌دو / گرچه چو درخت نو از بن بکند ما را

گر هست دلش خارا مگریز و مرو یارا / کاول بُکشد ما را و آخر بِکشد ما را

بازآمد و بازآمد آن عمر دراز آمد / آن خوبی و ناز آمد تا داغ نهد ما را

آن جان و جهان آمد وان گنج نهان آمد / وان فخر شهان آمد تا پرده درد ما را

می‌آید و می‌آید آن کس که همی‌باید / وز آمدنش شاید گر دل بجهد ما را

شمس الحق تبریزی در برج حمل آمد / تا بر شجر فطرت خوش خوش بپزد ما را

تمام اسماء الهی ” مسعود و بهی باشد” ولی اسم اعظم ” کر و فر خود” را دارد:

خورشید به هر برجی مسعود و بهی باشد / اما کر و فر خود در برج حمل دارد

نور این خورشید دل ها و جان ها را روشن میکند:

شکر که خورشید عشق رفت به برج حمل / در دل و جان‌ها فکند پرورش نور خویش

و یا:

ای آفتاب خوش عمل بازآ سوی برج حمل / نی یخ گذار و نی وحل عنبرفشان عنبرفشان

این آفتاب برج حمل ” لاشرقیه بوده‌ست و لاغربیه ” است:

آفتابی کو مجرد آمد از برج حمل / آفتابی بی‌نظیر بی‌قرین خوش قران

آنک لاشرقیه بوده‌ست و لاغربیه / زانک شرق و غرب باشد در زمین و در زمان

حضرت بهاءالله در کتاب اقدس در مورد نوروز میفرمایند:

“طوبی لمن فاز باليوم الاوّل من شهر البهآء الّذی جعله الله لهذا الاسم العظيم”

خداوند این روز را روز اسم اعظم نامیده و خوشا بحال کسی که در این روز مورد قبول خداوند باشد.

برای همین اهل بهاء 19 روز قبل از این روز را روزه میگیرند و خودشان را برای روز اسم اعظم (روز خورشید حمل) آماده میکنند.

برای اطلاعات بیشتر در مورد اسم اعظم به این لینک توجه کنید.

همانطور که حضرت خضر هر کجا می‌نشت سبز وآباد میکرد این ظهور هم سبب آبادی جهان خواهد شد. و مومنان آن مورد قبول پروردگار خواهند بود:

همان سلطان همان سلطان که خاکی را نبات آرد / ببخشد جان ببخشد جان نگاران نباتی را

درختان بین درختان بین همه صایم همه قایم / قبول آمد قبول آمد مناجات صلاتی را

خدا را نمیتوانی ببینی ولی ” تجلی صفاتی” را خواهی دید:

ز نورافشان ز نورافشان نتانی دید ذاتش را / ببین باری ببین باری تجلی صفاتی را

آدیان گذشته را که دچار “خماری” شده بودند با تعالیم جدید تازه کرد:

گلستان را گلستان را خماری بد ز جور دی (زمستان)/ فرستاد او فرستاد او شرابات نباتی را

قیامت آمد و مردگان را زنده کرد:

بشارت ده بشارت ده به محبوسان جسمانی / که حشر(قیامت) آمد که حشر آمد شهیدان رفاتی (پوسیده) را

خرافات ادیان قدیمی را کنار بگذار وبا تعالیم جدید آشنا شو:

شقایق را شقایق را تو شاکر بین و گفتی نی / تو هم نو شو تو هم نو شو بهل نطق بیاتی (کهنه) را

شکوفه و میوه بستان برات هر درخت آمد / که بیخم نیست پوسیده ببین وصل سماتی (روشهای نیکو) را

مومنان این ظهور راستگو و روشن هستند دنیایی نو می‌سازند:

زبان صدق و برق رو برات مؤمنان آمد / که جانم واصل وصلست و هشته بی‌ثباتی را

 

Related Post

غزل ۲۱۷ دیوان شمس

این غزل بشارت ظهور موعود عالمیان را می‌دهد. چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را …

غزل شمارهٔ ۵۹۳

برون شو ای غم از سینه که لطف یار می‌آید / تو هم ای دل…

غزل شمارهٔ ۲۵۷۲

گر نامه نمی‌خوانی خود نامه تو را خواند / ور راه نمی‌دانی در پنجهٔ ره-دانیدر…